تبليغاتX
ثانیه ها - آن روي سکه بحران فارغ التحصيلان بيکار
به خاطر ثانیه هایم اناری دانه کن،تا دوباره گل بیاندازد صورت احساسم

. امروزه در جهان، کارورزي (Internship) بهترين گزينه براي انجام کنکاش شغلي به شمار مي رود. در واقع کارورزي يک تجربه دست اول و عملي است که به دانشجويان اجازه مي دهد بهترين نتيجه گيري ها را درباره ارتباط احتمالي خود و يک زمينه شغلي، انجام دهند. از همه مهم تر اينکه کارورزي مي تواند به دانشجويان مهارتهاي شغلي مهمي را همانند برقراري ارتباط، تعهد کاري، وقت شناسي، حل مسئله، کارگروهي، خودمديريتي، برنامه ريزي و سازماندهي و آشنايي با فن آوري بياموزد که امروزه براي شاغل شدن بسيار واجب و ضروري هستند. اما متاسفانه کارورزي در سيستم آموزش عالي کشور ما چندان از سوي دانشجويان جدي گرفته نمي شود. به نظر مي رسد دليل اين امر عدم آشنايي دانشجويان با ضرورت آمادگي شغلي در دوران دانشجويي و عدم اطلاع از نقش حياتي کارورزي در آمادگي شغلي باشد. دانشجويان به دليل داشتن روحيه پرسش گري و انرژي زياد و اطلاع از شرايط جديد بازار کار به دنبال استفاده بهينه از دوران کارورزي هستند، بنابراين اگر تعامل ميان دانشگاه و مراکز صنعتي بيشتر و بهتر شود، ابتدا دانشجو از آن سود مي برد و سپس صنعت و دانشگاه. در خارج از کشور به دوره کارورزي به عنوان وسيله اي براي توانمندسازي شغلي دانشجويان نگاه مي شود. اين دوره، دوره اي تلقي مي شود که قابليت آموختن بسياري از موارد را به دانشجويان دارد. مثلا کارورزي به دانشجو امکان مي دهد تا داشته هاي ذهني خود را به اجرا در آورد، مهارت هاي شغلي را ياد بگيرد، با همکارانش در محيط کارورزي ارتباط موثر برقرار کند، شبکه سازي انجام دهد تا پس از فارغ التحصيلي از اين شبکه براي يافتن شغل استفاده کند. در کل احساس نياز عامل مهمي براي به حرکت درآمدن و به حرکت درآوردن است. اگر دانشگاه اين احساس نياز را در دانشجو بوجود بياورد که براي ورود به بازار کار بايد آنچه را که در اينجا بصورت تئوري مي آموزي، به صورت عملي اجرا کني، آنوقت دانشجو قدر هر ثانيه دوره کارورزي خود را خواهد دانست، زيرا او نياز را حس کرده است. چنين دانشجويي وقت و انرژي زيادي صرف مي کند و مصمم است تا گوي سبقت را از ديگران بربايد تا شغل شايسته اي پيدا کند و در آن موفق شود. درحقيقت دانشجوياني که از يک سو بنيه علمي خود را تقويت مي کنند و از سوي ديگر خود را از نظر کاري و کاربردي آماده مي کنند، براحتي وارد بازار کار مي شوند و ارزش زيادي هم دارند و حاضر به کار کردن با حقوق ها و دستمزدهاي پايين نيستند و صنعت منت آنها را مي کشد و ارزش خاصي برايشان قايل است. زيرا او هم باسواد است و هم آشنا با مهارت ها و فنون کاري. دانشگاه بايد از نزديک نحوه کارورزي دانشجويان خود را زير نظر داشته باشد. دانشجويان از طريق همين دوره ها با بسياري از مهارت هاي شغلي و رفتارهاي شغلي مورد نظر آشنا مي شوند. آنها از همين طريق مي توانند طرز لباس پوشيدن در هنگام مصاحبه شغلي را ياد بگيرند و يا با سوالاتي که معمولا در مصاحبه شغلي از آنها پرسيده مي شود، آشنا شوند.فلاح که مدير عامل يکي از شرکتهاي شوينده است که با همکاري دانشگاه اين دوره را در شرکت خود به دانشجويان ارايه مي دهد در اين زمينه مي گويد: در گذشته کارورز به ما معرفي مي شد و واحد آموزش گزارشي را درباره عملکرد خود در جذب کارورز به مدير منابع انساني ارائه مي داد و در آن درباره مدت زمان و خدماتي که در اختيار کارورزان گذاشته بود توضيح مي داد. البته بسياري از افرادي که به عنوان کارورز به شرکت مراجعه مي کردند ارتباط خاص با صنعت شوينده و يا فعاليتهاي جنبي و ستادي که در شرکت انجام مي شد، نداشتند. به طوري که دانشجوياني با رشته هاي غيرمرتبط مثل روانشناسي هم به اينجا مراجعه مي کردند! يعني هم دانشگاه محل تحصيل آنها نسبت به اين موضوع حساس نبود و هم شرکت. در واقع دانشجوياني که به ما مراجعه مي کنند فکر مي کنند که دوره کارورزي يک دوره بي اهميت و تابستاني است. از چند سال پيش دفاتري موسوم به دفاتر ارتباط با صنعت در دانشگاه ها اعم از آزاد يا دولتي تاسيس شده است. وظيفه اين دفاتر کاملا مشخص است. در حاليکه وظيفه اين دفاتر اين است که با فرايند کارورزي مثل ظرفيت سنجي و نيازسنجي ارتباط تنگاتنگ داشته باشند و خودشان با مديران صنايع مختلف ارتباط برقرار کنند و آنها را در جريان تعداد دانشجوياني که براي کارورزي در نظر گرفته اند، قرار دهند. و اساتيد دانشجويان بايد با هماهنگي با اين دفاتر روي عملکرد کارورزان نظارت داشته باشند.  تا اينجا تقريبا به نقش دانشگاه در کارورزي دانشجويان تاکيد شده است. حالا بياييد به روي ديگر سکه هم نگاه کنيم. يعني فرض کنيم که دانشگاه دانشجو را از همه نظر براي کارورزي آماده کرده است. حالا آيا صنعت هم کار خودش را به خوبي انجام مي دهد؟ آيا محيط صنعتي براي آموزش کارورز آماده است؟ جواب اين پرسش روشن است،به همان اندازه که دانشگاه مقصر است، صنعت نيز مقصر است. بهرحال صنعت محصول دانشگاه را استفاده مي کند و هر چقدر اين محصول با کيفيت تر باشد، به نفع صنعت است. اما تا به حال صنعت به اندازه اي که از اين محصول و ثمره استفاده کرده است نسبت به اشتغال از خود واکنش نشان نداده است. دليل نمي شود که بدليل کم کاري آموزش عالي، ما هم دست روي دست بگذاريم. يعني چرا تا به حال اکثر مديران صنعت به نزد دانشگاه ها نرفته اند و با مطرح کردن مشکلات از آنها نخواسته اند تا با همکاري متقابل مشکلات را رفع کنند؟ مي توان گفت صنعت هم در اين زمينه کم کاري کرده است. در حاليکه خيلي راحت مي توان تعامل سازنده اي ميان صنعت و آموزش عالي بوجود آورد.

 

نوشته شده توسط سارا در ساعت 19:33 | لینک  |