18 مهر سالروز تولد ثانیه ها بود.راستش خودمم دیر متوجه شدم!!.. اما در هر حال ثانیه ها یک ساله شد یعنی ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه از تولد ثانیه های من می گذرد!! این همه ثانیه ، ثانیه ها با من و شما بود وشما باهام بودین. وبلاگ و وبلاگ نویسی رو دوست داشتم اما همراه یه اضطراب که نکنه از پسش بر نیام. یادمه اون روزا برا انتخاب اسمش و آدرسش کلی واژه و اسم و عنوان ردیف کردم که با یه مشورت کوتاه با یکی از دوستان ثانیه ها انتخاب شد.قبلش برای آدرسش همینجوری کلمه ردیف می کردم که یهویی چشمم افتاد به مارک کیبورد کامپیوتر خونه، فوکوس، بد نیست ها!! با خودم گفتم فوکوس و ثانیه هاتا مدتها سوت و کور بود. اما بالاخره .....
رسمه که آخر هر سال مهمترین اتفاقایی که برات افتاده رو مرور کنی و آخر سال این وبلاگ مهر ماه شد.تو این وبلاگ دوستای خوبی پیدا کردم . از موضوعات مختلفی هم گفتم. از گم شدن گوشیم تو مترو،از بی حوصلگی یه روز تعطیل،ازرفتن یکباره و باور نکردنی حمید،از مصاحبه با اون پیر مرد جلو دانشگاه، دعوت اون مرد مسیحی و کادوهاش،از تنوع آداب و رسوم عاشورا ،بحث تبعیض جنسیتی در کنکور، گلایه از اساتید و کلاسها و برنده شدنم تو جشنواره فانوس. که خودم خیلی دوسشون دارم.
به هر حال از همراهی همتون ممنون و ایشالا بازم با هم باشیم.
