تبليغاتX
ثانیه ها
به خاطر ثانیه هایم اناری دانه کن،تا دوباره گل بیاندازد صورت احساسم

........نفر سوم  رتبه گزارش  خانم ....از خبرگزاي دانشجويان ايران - ايسنا........و خانم كاويان با تشويق همه از جمله خودم كه كمابيش مي شناختمش روي سن رفت و از حاج آقاهايي كه  طبق معمول لوح و تنديس و جايزه ها را  بايد از اون ها گرفت ، جايزه اش را گرفت و در ميان چيك چيك فلاش دوربين عكاسان خبرگزاري ها و... از روي سن پايين اومد...

پشت سرش گزارش نويس مجله چلچراغ هم عنوان نفر دوم گزارش جشنواره رو از آن خودش كرد و بالا رفت و پايين اومد و باز صداي خانم مجري كه.....

ديگه اميدي نداشتم  يعني راستش فكرشم نمي كردم... فقط مي خواستم بدونم نفر اول كيه ... براي بقيه رشته ها هم كه نه من و نه بقيه بچه هاي روزنامه مطلبي  نفرستاده بوديم....

خانم مجري همچنان داشت بلبل زبوني مي كرد....

نفر اول بخش گزارش .................. خانم............سارا........... از روزنامه.......

اصلا متوجه نشدم  چي گفت و كيو گفت همه دست زدن، منم دست زدم، حتي  محكم تر از بقيه...... كه يهو با نيشگون و به پهلو زدن هاي راضيه كه كنار دستم نشسته بود به خودم اومدم... اومدم مثل نظير شنبه بگم قلوه.... قلوه... قلوه.... كه راضيه داد زد دختر حواست كجاست بلند شو  ديگه.......

نفهميدم چطور رفتم بالا و جايزه ، بخصوص اون تنديس دو سه كيلويي !!! رو  از حاج آقاها!!! گرفتم و پايين اومدم....

بله انگار واقعيت داشت نفر اول گزارش جشنواره فانوس شده بودم ...يكی دو ماه پيش بود كه ۶-۵ تا از گزارش هايي كه خودم دوستشون داشتم و سر دبير هم  موافق بود رو فرستاده بودم براي دبير خونه جشنواره. اما خوب وقتي ياد رقبا مي افتادم چندان اميدي  نداشتم يعني اصلا اميدي نداشتم....... بخصوص كه فهميدم هيات داوران جشنواره استادان روزنامه نگاري علامه و دانشكده خبر و دانشكده خودمونن... اما خب ما اينيم ديگه!!! ...به هرحال از شوخي گذشته حس و تجربه خوبي  بود و دلگرمي جديدي ( بخصوص سكه هاش!!!)براي كاري كه بهش علاقه دارم اما مدتي بود خيلي دل و دماغ ادامه دادنشو نداشتم.....

البته بماند واكنش يخ مدير مسئول كه وقتي توي راه پله روزنامه ديدمش و با عجله  و شوخي بهش گفتم بيا روزنامه ات اول شد  بازم هي غر بزن!! نگام كرد و گفت وقتي اگهي توش نباشه دو زار هم براي من ارزش نداره!!!!!!

پي نوشت:گزارش ايسنا از مراسم پاياني جشنواره فانوسبا عنوان «دانشگاه، فرهنگ و رسانه» 

نوشته شده توسط سارا در ساعت 13:42 | لینک  |